پس از تماشای فیلم نقاط مثبت و  منفی جدی متعددی به ذهنم آمد اما با کمی تأمل و دقت،  ریشه این نقاط مثبت و منفی در چند نقطه مهم و حیاتی فیلم جمع می شوند :

اصلی ترین نقطه قوت « رسوائی » این است که ده نمکی توانسته پیام خودش را به مخاطب برساند. این بزرگترین موفقیت این فیلم می تواند باشد. آن چیزی را ده نمکی انگیزه اش را داشته و می خواسته آنرا در این فیلم بنمایاند، به خوبی از عهده آن بر آمده است.  اما در نحوه ی رساندن این پیام، نقدهای جدی بر فیلمش وارد است که در اینجا به برخی از آنها اشاره ای می کنم: می شود کل فیلم ده نمکی را به یک مسأله ریاضی تشبیه کرد که جواب آخر مسأله را درست به دست می آورد اما با روشی غلط و ناصحیح.  نقد جدی و اصلی که به رسوائی وارد است، این است که کارگردان با گزاره هایی نادرست که در نظر کارگردان درست پنداشته شده است، در صدد نتیجه گیری یک پیام درست و صحیح برمی آید که از عهده آن هم به خوبی بر آمده است اما این شیوه ی نتیجه گیری، یک مغالطه بزرگ را در فیلم ایجاد می کند. از جمله این گزاره های نادرستی که در فیلم درست انگاشته شده و به مخاطب القا می شود، کارها و رفتارهای روحانی فیلم حاج یوسف است که بعضی از آنها دقیقاً مصداق منکر نظیر پناه دادن به یک دختر فراری از دست پلیس، تنها بودن با یک نامحرم در یک اتاق و خانه، کشیدن ملافه روی دختر نامحرم، درخواست از نامحرم جهت ماندن در خانه او و ...،  بعضی از آنها  مصداق  قرار دادن خود در مواضع تهمت که دین  انسان را  از آن بر حذر می دارد  نظیر  صحبت کردن حاجی یوسف و کمک کردنش در جلوی مردم ، سوار شدن به ماشین دختران نامحرم و .... ، بعضی از آنها مصداق سادگی بیش از حد نظیر  حرفهایی که دختر بدنام فیلم افسانه در باب اینکه من در اختیار شما هستم و جبران می کنم و ... و خنده ساده لوحانه روحانی و یا دیالوگ ها و بعضی رفتارهای ساده لوحانه روحانی ایده آل فیلم ...

البته بهتر ست همینجا بگویم که واقعاً نمی شود از بازی بی نظیر اکبر عبدی چشم پوشی کرد که مخاطب را با خود همراه می کند بر خلاف الناز شاکردوست که خیلی کلیشه ای و غیرمنعطف و غیر باورپذیر ایفای نقش کرده و البته باتوجه به بازی های قبلی این دو بازیگر، هر دوی این بازخوردها قابل پیش بینی بود. اینها تعدادی از گزاره ها و رفتارهای نادرست مکرر و متعدد فیلم است که درست انگاشته شده و از کنار هم چیدن این گزاره ها و البته گزاره های درست دیگر که بحث بر سر آنها نیست پیام فیلم را نتیجه گیری می کند .

****************************************

 یکی دیگر از نقدهایی که می شود به فیلم وارد کرد اصرار فیلم بر رساندن پیامهایش بطور مستقیم وکاملاً رو است که گاهی به دیالوگ های فیلم نیز آسیب وارد کرده و آنها را به دیالوگ های کلیشه ای و شعاری تبدیل کرده است. البته ده نمکی به این ادبیات معتقد است و از آن دفاع می کند و نمی شود گفت که ناخواسته است بلکه  باورش بر این است که با مخاطب فیلم هایش که توده مردم است با این ادبیات مستقیم سخن گفتن، کارساز تر است که به نظر می رسد تا حدودی می شود این حرف را درست انگاشت اما کارگردان می توانست با هوشمندی، برخی پیامهایش را مستقیم و پیامهای دیگری را در لایه های زیرین فیلم بکارد تا مخاطب خاص از فیلم، پیامهای بیشتری دریافت کند و خیلی اوقات می شود که پیامهای غیر مستقیمی که در ناخودآگاه انسان کار میکنند، تاثیر بسزایی دارند و می شود گفت که ده نمکی از استفاده از پیام های غیر مستقیم در فیلم هایش موفق نبوده است که به امتحان کردنش می ارزد که هم ادبیات خودش را در فیلم اجرا کند و هم این فرصت ها و پتانسیل های تصویر را از دست ندهد و امتحان کند...

****************************************

در این متن در همین حد به نظرم کفایت می کند . فارغ از اینکه نقدهای دیگری نیز به نظرم آمد که انشاله اگر مجالی شد ( که قطعا نیست!) آنها را هم می نویسم مثل : ایجاد نگاه و تصویر سیاه از صیغه موقت، ایجاد تصورات نابجا  از روحانیت نظیر کار کردن شبانه ایشان و ...

****************************************

با اینکه من از سینما راضی بیرون نیامدم و انتظارم از یک فیلم دینی که هیچ، از ده نمکی برآورده نشد و انتقادهای جدی به فیلم داشتم، اما نمیتوانم این را کتمان کنم که ده نمکی استاد بزرگ آشتی دادن مخاطب با سینما بود و هست و قطعاً یکی از عامل های سرپا ایستادن سینما در این آشفته بازارش سه گانه اخراجی های او و رسوائی اش بود با همه ی کم  و کسری هایش... و دغدغه مندی او قابل ستایش است...قابل ستایش...